مرجع رزیدنت اویل

مرجع رزیدنت اویل

آمبرلا چیست؟!

سلام دوستان!

اینم یه اطلاعات دقیق در مورد شرکت مخوف و معروف بازی های کامپیوتری(که شباهت عجیبی به یه شرکت داروسازی چینی داره)ینی آمبرلا!!

لازم به ذکره که اینجا توضیحات زیاد و کاملی در مورد ویروس ها داده نشده چون قبلا به طور مفصل در مورد ویروسTبراتون نوشتم و سعی کردم از اضافه گویی پرهیز کنم.پیشنهاد میکنم هم مقاله ویروسTرو بخونید و هم این یکی رو تا جواب همه ی سوالاتون رو بگیرید

نام:کمپانی امبرلا

سال تاسیس:دهه ی80میلادی به صورت رسمی به عنوان یه شرکت داروسازی ثبت شرکت کرده ولی فعالیت مخفیانشو از سال1967شروع کرده.

موسسان: Oswell.E.Spencer-James Marcus-Edward Ashford

(ازول اسپنسر)

 

 

(ادوارد اشفورد)

سقوط شرکت و پایان کار:2003

افراد کلیدی:آلبرت وسکر-ویلیام بریکین-الکس وسکر-انت بریکین-جیمز مارکوس

بقیه ی مقاله در ادامه...

 

 

 

 

امبرلا یه کمپانی بزرگ و قدرتمند بود که کلی موسسه و شرکت های کوچیک تر به عنوان زیر مجموعش کار میکردن و مثه یه تار عمکبوت به هم جوش خورده بودن.آمبرلا صنایع دارویی پتروشیمی و حتی لوازم ارایش و گردشگری رو تحت نفوذ خودش داشت و تو هر زمینه ای سرک میکشد.

ینی آمبرلا خودشو یه ادم خیرخواهی نشون میداد که میخواست به مردم و خلق خدا تو هر زمینه ای کمک کنه اما در حقیقت این همه دم و دستگاه به خاطر پوشوندن کثافت کاریاش بود.

بعد از کشف ویروس پروجنیتور(در مقاله ی ویروسTتوضیح دادیم)آمبرلا میبینه که بازار سلاح زیستی گرمه و سازمان های نظامی زیادی تو جهان هستن که دنبال اینجور سلاح ها هستن پس تصمیم میگیره بزنه تو این کار.میاد چیکار میکنه؟؟میاد یه زیر مجموعه میزنه به اسم صنایع دارویی آمبرلا که از طریق اون کاراشو راحت بکنه. امبرلا بر خلاف قرارداد بین الملی ممنوعیت استفاده از سلاح زیستی 1972میاد و ویروس میسازه و در کل جهان میفروشه.

 

چرا کسی نمیومد بهش گیر بده؟؟خودش ویروس میساخت و میفروخت و از اونور واکسنشو میساخت و دوباره میفروخت.(لنتی پول پارو میزد)

هدف امبرلا این نبود که یه سرمایه داری عظیمی راه بندازه و همه چی رو به انحصار خودش دربیاره و پول به جیب بزنه!بلکه هدف سران امبرلا به خصوص اسپنسراین بود که نسل بشر رو اصلاح نژاد کنه.عاشق چشم و ابروی من و شما نبود که بلکه میخواست یه سری سوپرمن و سوپروومن بسازه و که اونا بر جهان حکومت کنن و خودش براونا.

این تفکر باعث شد که تمام نیرو و انژیشونو بزارن و یه سری نوزاد بدبخت به وجود بیارن و با دستکاری دی ان ایشون ژناشونو اصلاح کنن.حالا این اصلاح نژاد ینی چی؟؟ینی میخواست که دی ان ای اون بچه هارو با ویروس سازگار کن(حالا ویروس مگه چیکار میکرد؟؟تو مقاله ی ویروسTگفتم) و انسان هایی قویتر سریعتر و مقاوم به هرچی بیماری و با هوش خییییییییییلی بالا به وجود بیاره.

اما این کار به نتیجه نرسید و تا سال1998 فقط دوتاشون زنده موندن.البرت و الکس وسکر.که البرت به دست کریس ردفیلد و الکس به دست کلرردفیلد  دار فانی را ودا گفتن.

 

(البرت و الکس:دوقلوهای افسانه ای)

 

طی یه سری اتفاقات ویروسTدر شهر راکون پخش میشه و همه ی مردم زامبی میشن البته یه سری ادم هستن که تونستن جون سالم به در ببرن و بعضیاشون شهادت میدن که این کارا تقصیر امبرلاست. دادگاه ها تشکیل میشن و امبرلا با نفوذ و ثروتی که داره تبرعه میشه ولی سهامش به شدت افت میکنه و در سال2003 به طور کامل ورشکست میشه.آمبرل ابرای همیشه سقوط میکنه.....

زیر مجموعه های امبرلا هم بیشتر از یه سال نمیتونن دووم بیارن و اوناهم به سرنوشت امبرلا دچار میشن.

 

 

تاریخچه ی امبرلا.شروع از1980-1960

 

در قرن بیستم بود که یه جنبش برای اصلاح نژاد گونه شروع شد.

موسسان امبرلا ینی ازول و ادوارد و جیمز تو دانشگاه هم کلاسی بودن و ویروس شناسی میخوندن. نه تنها اونا و بلکه هرچی ویروس شناس خبره بود ه م همراه این جنبش شدن و فعالیت خودشونو در زمینه ی دستکاری ژنتیک ویروس ها شروع کردن.حالا یه سری مثه ادوارد اینا زدن تو کار خلاف و یه سری دیگه هم برای نجات بشریت و تولید واکس تلاش کردن.

اما همه ی این ویروس بازیا از کجا شروع شد؟؟سال1960 از یه جهنم دره ای جیمز دربازه ی یه گل افسانه ای به نام stairway-sun میشنوه. میگن که این گل عجیب در غرب افریقا وجود داشته که یه ویروس غیر سرطانی داره(ینی نمیتونه پشت سر هم و به صورت بی رویه تقسیم بشه و سرطان ایجاد کنه) که باعث جهش شدید در موجودات میشه.بلند میشه و با یه تیم توپ میره کشور Ndipaya. اون گل رو در یه باغ که تو زیرزمینه پیدا میکنه(تو اویل5شوا و کریس میرن یه جای باغ مانند که مثه تپست تونجا یه سری گل عجیب هست.اون همین گله)

 

 

 

(گل پرو جنیتور)

 

(جیمز مارکوس پیر)

جیمز تلاش کرد که ویروس رو به امریکا بیاره ولی گل نمیتونست در جایی غیر از افریقا زندگی کنه.اسپنسر که داشت رویای خدا شدنشو د خطر میدید اومد صنایع دارویی امبرلا ساخت و یه شعبه هم تو افریقا زد.جیمز سعی کرد یه جای مشابه برای ویروس پیدا کنه پس گل رو به اتلانتیک انتقال دادن.

همه ی این کارا هم کلی پول خرج میکرد. بعد از کمی تحقیق فهمیدن که میشه ویروس رو به طور کامل دستکاری کرد و کاری کرد که بتونه در بدن موجود زنده دووم بیاره.به بیان دیگه راه ساختن سلاح زیستی رو پیدا کرده بودن.

اون سه تا توافق کردن که یه پروژه به نام T-Virus به وجود بیارن و ویروس های به وجود اومده رو به سازمان های جهان خصوصا دولت امریکا بفروشن. اینجوری هم پول به جیب میزدن و تحقیاتشون ادامه پیدا میکرد و هم یه پارتی کلفت گیرشون میومد.

 

(ویروس تی و پادزهرش)

 

ویلیام بریکین تونست که پروژه ی ویروس تی رو به سرانجام برسونه و یه چیزی بسازه که بشه اسمشو گذاشت ویروس.ویلیام نه تنها ویروسTرو ساخت بلکه تونست یه ویروس خییییلی قوی تر به نام ویروس جی هم بسازه که به قیمت جونش تموم شد(اینم بدونید که البرت وسکر هم جزو این گروه بود)

 

 

گسترش آمبرلا 1970s-1990s

 

وسعت امبرلا هر روز بیشتر میشد و پول و قدرت زیر زبون همه مزه کرده  بود.

در امبرلا جنگ داخلی شک گرفت و موسسان افتادن به جون هم.اولین قربانی هم ادوارد اشفورد بود که در سال1968 کشته شد.

ادوارد وقتی که تو ازمایشگاه بود کشته شد ولی میگن که کار اسپنسربوده و قتل رو به  صورت حادثه جلوه داده.

مارکوس هم توسط سرویس امنیت امبرلا!در سال 1988 کشته شد.(اون مرد جوانی که در رزیدنت ایول زیر میبینید یه کلون از مارکوسه که انگل ها به وجودش اوردن.البرت و ویلیام هم از شاگردای جیمز بودن و بهش خیانت کردن و کشتنش)

 

(البرت و ویلیام در حال خندیدن به ریش مارکوس)

پسر ادوارد ینی دکتر الکساندر اشفورد ویروس شناس نبود پس ربطی به پروژه های سلاح زیستس هم نداشت و تهدیدی حساب نمیشد.اما دخترش الکسیا که یه مخ و خره ی ویروس به دنیا اومده بود تونست ثروت و شهرت از دست رفته ی پدرشو برگردونه.اما مدتی نگذشت که الکسیا ناپدید شد و همه فکر کردن که مرده.الفرد نوه ی ادوارد بود و پس از اینکه از دانشگاه فارغ التحصیل میشه مسئولیت کارخونه ی قطب جنوب رو به دست میگیره ولی نمیتونه مثه الکسیا اعتبار خاندانشو بدست بیاره.خاندان اشفورد تهدید جدی واسه اسپنسر حساب نمیشد....

 

(الکس اشفورد...انتظار نداشتم خوشگل باشه)

 

(الفرد اشفورد)

 

یه مهره ی مهم دیگه به نام براندان بیلی Brandan bailly هم بود که کشتنش.دکتر ها هنری و بیردسلی هم همون سال کشته شدن.دوتا دخترشون وارث کارخونه های پدر و مادرشون در اروپا شدن.مایلین نقشه داشت که امبرلا رو مال خودش بکنه و یه سری کاراهم انجام داد ولی به نتیجه نرسید و تهدی بزرگی به حساب نمیومد.

در اوایل دهه ی80یه یارویی کشف کرد که راهی هست ومیشه کاری کرد که ویروس تی مقاوم شد ولی راهشو نفهمید.این کشف باعث شد که آزمایشگاه های سراسر جهان دوباره فعالیتشونو شروع کنن مواد شیمیایی بسازن و روی حیوانات ازمایش کنن.اون حیوانات حهش یافتن و بهشون سلاح زیستی(B.O.W)گفته شد و به دولت های خواهان فروخته شدن.

در این دوره امبرلا به حدی گسترش پیدا کرده بود که تو همه ی جهان و در هر منطقه یه شعبه زده بود و برای عملیات در هر منطقه نیازمند نیروهای همون منطقه بود  UMBRELLA USAیکی از همونا بود که در شیکاگو قرار داشت و وظیفش این بود که به کارخونه هایی که در امریکا وجود داشت رسیدگی کنه. ازمایشگاه اصلیشم هم در کوه های ارکلی قرار داشت.

در سال1991 کارخونه یNESTرو ساخت که وظیفش ساخت ویروسGبود.ویروس جی خیلی قوی تر از تی بود.میتونست بافت مرده رو به طور کامل ترمیم کنه از پیری جلوگیری کنه و طرف رو نامیرا کنه.دقیقا همون چیزی که اسپنسر میخواست.

 

(ویروس جی)

 

واحد اروپایی امبرلا در دهه ی 1980 به خاطر ناامیدی از شعبه ی امریکایی در غرب اروپا به وجود اومد.این شعبه ی اروپایی بود که پروژه ی نمسیس رو راه اندازی کرد(بازی رزیدنت اویل اپریشنز راکون سیتی رو یادتون میاد؟؟اولا تیم ولف پگ بیشترشون اروپایی بودن و اون اپراتوری که بهت دستور میده لحجه ی غلیظ بریتیش داره(هرچند بعدش تغیر لحجه میده)).نمسیس یه انگل هوشمند و باهوش بود که به جای مغز میزبانه الوده شده به ویروس عمل میکرد و دستور های داده شده  رو اجرا میکرد.شعبه ی اروپایی با این کار تونست از اسیب رسیدن به مغز توسظ ویروس تی جلو گیری کنه کاری که شعبه ی امریکایی نتونست انجام بده.

شعبه امریکایی هم بی کار ننشست و اومد یه حرکتی زد.به جای اینکه به خودش زحمت بده و سوپر نمسیس بسازه اومد مغز همون تایرنتای خودشو خالی کرد و به جاش یه کامیوتر اورگانییک گذاشت ک همیشد از راه دور کنترلش کرد.(همون طور که البرت وسکر تو رزیدنت اویل رزیستنس این کارو کرد)

 

(وسکر در رزیدنت اویل رزیستنس)

 

امبرلا اومد طرح نمسیس اروپا رو با تایرنت امریکا قاط کرد و Nemesis-T type به وجود اورد(روی تایرنت جراحی خاصی انجام دادن وبوم!نمسیس به وجود اومد)

 

 

( سلطان نمسیس)

 

در سال 1987 امبرلا یه شعبه ی دیگه هم تو ژاپن زد که به صورت محدود در زمینه ی تحقیقات و ماشین الات کار میکرد.

در پایان دهه امبرلا کشتی های کویین زنوبیا-کویین دیدو و کویی سمیرامیس(semira نه samira ^-^)رو خرید و سلاح هلی زیستیشواز طریق کمپانی Paraguas Line به هر جا که عشقش میکشید صادر میکرد.همچنین یه سری هواپیما داشت که از کارخونه ای در قطب جنوب سلاح صادر میکردن.این کارخونه در سال1960به خواست اشفورد تاسیس شد اما به دنبال غیب شدن الکسیا اشفورد(دختر ادوارد اشفورد)در کارخونه هم گل گرفته شد و به عنوان انباری از ش استفاده شد.

 

 

(کویین زنوبیا)

 

 

در اوایل دهه ی 90 سقوط اتحادیه ی جماهیر شوروی به امبرلا این اجازه رو داد که نیرووهای نظامیشو در روسیه مستقر کنه.

اسمامی سازمان های نظامیش: The Umbrella Biohazard Countermeasure یا به اختصار UBSC(مثلا کارش مقابله با سلاح زیستی و از اینجور چیزا بود)-Umbrella Security Service یا به اختصار U.S.S(سرویس امنیتی امبرلا)-Umbrella Intelligence Division (بخش اطلاعاتی امبرلا.یه چیزی تو مایه های CIA وساو.اک خودمون)

آمبرلا بخش UBSCرو بت عقد قرارداد بین سربازهای پول بگیر و تروریست ها و چریکای کمونیست تاسیس کرد.این سربازا بلافاصله بعد از سقوط امبرلا دستگیر شدن.

(ارم UBCS)

در سال1994در جزیره ی راکفورد یه کمپی زدن که توش روش های مقابله با زامبی هارو نشون مزدوراشون بدن.

گسترش سازمان های نظامی امبرلا مدیون موسس وفرمانده شون ینی کلونل سر گی ولادمیر بود.ژن های خاص ولادیمیر این فرصت رو به امبرلا داد که یه سری کلون از روی ولادیمیر بسازن و ویروس تایرنت رو روی اونا تکمیل کنه.

 

 

 

(کلونل ولادیمیر)

امبرلا حتی به ارتش امریکا نفوذ کرد و دکتر البرت وسکر(قربونت برم^-^) به عنوان جاسوس امبرلا کار خودشو شروع کرد.هرچند البرت بعدا به امبرلا پشت میکنه و به شرکت رقیب میره و همه ی اسرار امبرلا رو لو میده.....

با این همه خیانتی که امبرلا شد ولی باز تاثیر بسزایی در دولت های جهان داشت.به حدی که وقتی ویروس در غرب افریقا پخش شد و تممام افراد بومی توسط UBCS کشتن دولت محلی همه چیو مخفی کرد.

در بیمارستانی در کوه های ارکلی روی ادما ازمایش انجام میشد و بعد از مدتی گندش در اومد.البرت جونم که خودش تو نیروی پلیس کاره ای بود اجازه ی هیچ برسی رو نداد و رسانه هاهم نتونستن بفهمن که کارامبرلا بوده. و بیمارستان در سال1996 بدون هیچ حاشیه وخبرسازی بسته شد....

یه خبرنگار بدبخت که میخوات سر از ماجارا در بیاره و در سال1996 کشته شد و جسدشو در رودخونه یایمز پیدا کردن.پلیس هم خودشو زد به نفهمی و پرونده بسته شد....

راکون سیتی سال 1998

(راکون سیتی)

 

شکوه امبرلا در سال1998 به دو دلیل رو به افول بود:1-یکی داشت با خیال راحت جاسوسی امبرلا رو میکرد. 2-بی ثباتی داخلی.

در سال1998 جاسوسی به نام ایدا وانگ از طرف شرکت رقیب به تاسیسات نفوذ کرد و تونست با رییس بخش تحقیقات ازمایشگاه ارکلی ینی دکتر جان کلمنز ارتباط عاشقانه برقرار کنه و اطلاعاتی هرچند اندک در مورد ویروس بدست بیاره.

(ایدا وانگ)

 

اما عامل اصلی سقوط امبرلا در می 1998 اتفاق افتاد.به دلایل نامشخص امبرلا نتونس جلوی گسترش ویروس رو در ازمایشگاه ارکلی بگیره.دلیل شکستش هم نامشخصه(هر چند مسول این اتفاق جیمز مارکوس بود)

آمبرلا هم در این ازمایشگاه رو تخته کرد ولی یه Cerberus(سربروس)تونست از ازمایشگاه بزنه بیرون و به کوه های ارکلی پناهنده شه.در طی دوماه چندتا کوه نورد رو کشت(خورد) و چند نفر رو هم زخمی کرد که بعد از مدتی به زامبی تبدیل شدن.

 

(سربروس)

 

امبرلا اون همه هزینه کرد و افرادشو برای اینجور موقعیت ها تعلیم داد ولی نتونستن غلط خاصی بکنن.

آلبرت وسکر در سال 1996 از ارتش امریکا بازنشسته شد و یه گروه از بهترین پلیسا به اسم S.T.A.R.S تاسیس کرد(فکر نکنید پیر بودا! تو امریکا زود بازنشسته میکنن.الرت تو رزیئنت اویل یک 38سالش بود).بودجه ی استارز رو امبرلا میداد و یه گروه مستقل از دولت بود. امبرلا میخواست ازمایشگاه ارکلی رو که مهمترین ازمایشگاش تو امریکا بود رو از بین ببره تا هیچ مدرکی علیهش پیدا نشه.پس به وسکر دستور داد که با تیمش اونجا بره و زامبی ها رو به جونشون بندازه و حرکات هم تیمی هاش و عکس العملشون در برابر زامبی هارو برسی کنه و برای امبرلا بفرسته و بزاره که توسط زامبی ها کشته بشن.خودشم پرونده و دیتا های اونجا رو برداره و ساختمون رو بترکونه.

 

(عکسی دست جمعی از گروه استارز(پس ربکا کوش؟))

وسکر این کارو کرد ولی تصمیم گرفت که امبرلا رو ول کنه و به کمپانی رقیب بپیونده(اسم این رقیب لنتی رو هم نمیدونیم ولی به احتمال زیاد همون امبرلای ابی باشه که تو رزیدنت اویل7دیدیم)

 

(امبرلای ابی)

 

چرا وسکر این کارو کرد؟؟ وسکر که انگار علم غیب داشت و اینده رو برای امبرلا تیره و تار میدید و میدونست که به زودی نابود میشن پس یه مرگ جعلی برا خودش درست کرد و کاری کرد که چهارتا از هم تیمی هاش هم مرگشو ببینن تا بعدا شهادت بدن که وسکر مرده.

ویلیام بریکین هم تصمیم دوستشو گرفت(که از امبرلا بزنه بیرون) ویلیام میخواست که اسپنسر رو تحت تاثیر خودش قرار بده و به جمع افراد بلند پایه امبرلا بپیونده ولی نتونست. پس تصمیم گرفت که خودشو همراه با ویروس تی وویروس جی تحویل مقامات امریکا بده.طی یه برنامه ی از پیش تعیین شده ویروس تی رو در بخش هایی از فاضلاب و تاسیسات P-12A پخش کرد و باعث شد که ویروس به ارامی در اطراف شهر راکون پخش بشه. به بیمارستان عمومی راکون سیتی هم راه پیدا کرد و اونجا رو هم الوده کرد و باعث شد که بیمارستان در قرنطینه شدیدی قرار بگیره.

(ویلیام بریکین)

ویلیام میدونست که امبرلا از این نقشه با خبر میشه و ادم بفرسته دنبالش پس به رییس پلیس شهر برایان ایرونز پول داد که ادم بفرسته اطراف فاضلابا و نزاره کسی با خبر بشه.

ویلیام خنگ هانتر هاشو ازاد کرد.هانتر ها همه ی محقان و کارکنان ازمایشگاه کشتن تا تنها کسانی که از ویروس جی خبر داشته باشن خود ویلیام و همسرش انت باشن(البته وسکر از همون اول میدونست).

 

(انت بریکین)

 

 

امبرلا تیم الفا رو به سرکردگی هانک به دنبال ویلیام فرستاد تا نمونه رو ازش بگیرن و خودشو صحیح و سالم تحویل امبرلا بدن. اما یه اسکول از تیم زد هانک رو کشت هانک هم نمونه هارو رداشت و زدن بیرون و نفهمدن که یه نمونه جی دست ویلیامه.ویلیام خودشو به ویروس الوده میکنه و میوفته دنبال تیم الفا و همشنو میکشه فقط هانک جون سالم به در میبره. با این کار ویلیام فاضلاب ها هم به ویروس جی الوده شدن.موش های الوده شده به دریاچه ی ویکتوری رفتن و اب اشامیدنی مردم راکون سیتی رو الوده کردن.به این ترتیب اب الوده شده به شهر راه پیدا کرد.

(عشقم هانک!)

 

(ویلیام الوده شده)

 

 

امبرلا هم اوضاع رو خطرنا دید و UBCS رو فرستادن مه شهر رو تخلیه کنن.با انتظار اینکه ارتش و گارد ملی امریکا تا اخرش کمکشون میکنن.UBCS نتونست بیشتر از10روز دووم بیاره و در26 سپتامبرهمشون مردن.ارتش  و گارد ملی هم نتونستن کاری بکنن پس از شهر زدن بیرون و مردم رو به حال خودشون ول کردن.

 

آمبرلا فرصت رو مناسب دید که از قدرتمندترین سلاح هاش استفاده کنه....نمسیس رو فرستاد که انتقام تایرنتT-002رو بگیره(همون تایرنتی که جیل وکریس تو رزیدنت اویل1کشتن) اونا نه تنها نمسیس بلکه هانتر مدل بتا و مدل وای و لیکر هارو هم فرستادن تو میدون.

 

 

تایرنت مرحوم

در این حین یه مردکی به نام درک سیمونز از نفوذش استفاده کرد و دولت رو مجاب کرد که از یه بمب خاص(هسته ای نبود ولی شبیه هسته ای بود)استفاده کنن و شهر رو با خاک یکسان...

(سیمونز عوضی)

 

در1اکتبر شورای امنیت ملی با این طرح موافقت کرد و بلافصله شهر رو با خاک یکسان کردن.

آمبرلا-کمپانی رقیب-ارتش امریکا-یه گروه امریکایی تروریست و بازار سیاه تونست نمونه هایی از ویروس جی رو بدست بیارن.با منفجر شدن شهر تمام مدارک علیشون هم ترکید.

 

سقوط و افول 2004-1998

 

دیگه نمیشد که قدرت امبرلا رو دست کم گرفت.گنگره دستور داد که حق تجارت در امریکا رو از امبرلا به حالت تعلیق در بیارن.

رییس جمهور هم استفا داد.چون همه بهش توپوندن که چرا شهر رو ترکوندی؟؟ با اینکه الیسیا اشکرافت و روزنامه ها خودشو جر دادن که بگن بابا!سلاح زیستی خطر داره(مثه کرونا) به هر طریقی که شد این سلاح زیستی رو چرت و پرت نشون دادن.

به این معنی که بمباران شهر کار اشتباهی بود و الکی شهر رو ترکوندن چون هیچ اتفاق خاصی نیوفتاده بود و الکی گفتن که مردم زامبی شدن.

بعد از حادثه راکون ارتش تصمیم گرفت که واحد ویژه برای مقابله با سلاح زیستس تشکیل بده یا بهتر ضد امبرلایی. اسمش به طور خلاصه:AUPIT.سازمان بین المل هم این اجازه رو به این سازمان داد که در مواقع نیاز به هر کشوری که میخوان میتونن برن و از حادثه جلوگیری کنن.

بعد از همه ی این اتفاقا شکوه امبرلا به طور دائم رو به افول بود.اسپنسر تصمیم گرفت که وقت خونه تکونیه. اولین کاری که کرد: در کارخونه های افریقا رو بست و کارکنان اونجا رو هم کشت.تا جهان نفهمن که چیزی به نام پروجنیتور وجود داره.

در نوامبر مامور لیان کندی به یه ماموریت در جزیره های شینا فرستاده شد.یه سری حرکت مشکوک دیدن تو اون جزیره پس لیانو فرستادن که بره تحقیق کنه وببینه چه خبره.

(نمایی کامپیوتری از جزیره ی شینا)

وینسنت گلدمن خان اون جزیره  بود و فکر کرد که لیان یکی از مغزای متفکر امبرلاست و اومده که کارهای غیر قانونیشو گزارش بده.در نتیجه کل جزیره رو با ویروس الوده کرد.به جز لیان و دوتا بچه همه مردن و کل جزیره از جمله کارخونه ی تایرنت سازی امبرلا نابود شد.

در ماه دسامبر یکی از سازمان های رقیب امبرلا به نام H.C.F (بعدا میفهمیم این گروه مال البرت جون بوده و اونا اویلن تو رزیدنت اویل7 رو ساختن)هانترهاشو به جون یه کمپ امبرلایی در کوه های راکفورد انداخت و تمام افراد ساکن کمپ رو کشت. این هانتر هاروهم به کمک دکتر البرت وسکر و داده هایی که از ازمایشگاه دزدیده بود ساخته بود.

(اویلن)

 

کسایی که تونستن از کمپ فرار کنن به تاسیساتی که در قطب جنوب وجود داشت رفتن.

 الکسیا اشفورد و داداشش الکس که تصور میشد خیلی وقت پیش مردن هم در این کارخونه وجود داشتن.الکسیا خودشو به ویروس تی-ورونیکا الوده کرده بود و برای اینکه با ویروس مچ بشه 15 سال به خواب مصنوعی فرو رفت وبعد از15سال بیدار شد.

(الکسیا سوسول.....(تو کد ورونیکا خیلی قشنگ تر بود و قیافه ی خبیث تری داشت و همچنین سنشم بیشتر بود))

وسکر برای بدست اوردن ویروس تی-ورونیکا به اون کارخونه رفت و همزمان کلر و کری هم در اونجا وجود داشتن.کارخونه توسط کریس ترکید و خودشو خواهرش در رفتن و وسکر و الکسیا رو تو اون کارخونه جا گذاشتن.

 

 

دو سه سال بعد از دست دادن کارخونه هی راکفورد و شینا کنترل کردن کارکنان و خدمه برای امبرلا سخت تر و سخت تر میشد و کارگران یواشکی خودشون سلاح زیستی به بازار سیاه تزریق میکردن.

خراب کاری های امبرلا و فاجعه های زیستی توسط امریکا پوشونده میشدن و صداشو در نمیاوردن تا مردم و باقی کشورهای جهان علیهشون جبه ی مقاومت تشکیل ندن. در سال2002یه سری جنگ تروریستی تو جهان به وجود اومد وامریکا یه سازمان دیگه به نام Federal Bioterrorism Commission یا به اختصار F.B.Cبرای مقابله با B.O.W ها تشکیل داد.

(سمت راست پیرمرد ریشو:رئیس FBC مورگان لنسدیل که ادم بدی بود.سمت چپ:کلایو او برایان رئیسBSAA)

در همون سال یه ادم بیشوری به نام مورفوس داوال که رهبر یه گروه تروریستی بود به ازمایشگاه امبرلا در پاریس حمله کردن.تو اون ازمایشگاه ویروسT و ویروس جی رو نگه میداشتن. مورفوس ویروسا رو دزدید. یه کشتی هم بود که داشت هانتر های ویژه ای رو به یه جای نامشخصی از امریکا حمل میکرد.مورفوس اونم دزدید و بعدش امریکا و چین رو تهدید کرد که اگه 5میلیارد دلار بهش پول ندن موشک های ویروسی رو به امریکا و چین شلیک میکنه. دولت امریکا و چین بدون اینکه صداشو در بیارن پولو بهش دادن.

در سال 2003 امبرلا با مشکلات جدی روبرو شد و واسه ورشکست نشدن دست و پا میزد.یه کارخونه رو که در سال1998 خریده بود رو تبدیل به پایگاه نظامی کرد.این پایگاه به فرماندهی کلونل سرگئی ولادیمیر براماده سازی نهایی یکی از پروژه های بزرگ امبرلا به نام T-A.L.O.S نظارت داشت.این پروژه رو از ازمایشگاه ارکلی کش رفتن قبل از اینکه البرت منفجر کنه اونجا رو.

 

(تالوس)

 

علاوه بر تالوس این پایگاه قفقازی یه ابر کامپیوتر به نام U.M.F-013 داشت.این کامپیوتر تمام عطلاعات امبرلا رو از بدر وجود داشت.از تمام پروژه ها ی موفق و ناموفق ویروسی بگیر تا دسترسی به تمام پرونده های امبرلا!به این کامپیوتر میگفتن رد کویین.رد کویین تنها امید امبرلا برای جلوگیری از ورشکستگیش بود که کارشک خوب انجام میداد. طبیعتا خیلی ها هم دنبال این کامپیوتر و اطلاعاتش بودن.

(کامپیوتر رد کویین)

در ژانویه2003 یه سری هانتر و زامبی از پایگاه فرار کردن و به روستاهای اطراف رفتن و به مردم حمله ک

ردن. خبر اتفاقای مشکوک به گوش وسکر و سازمان های ضد سلاح زیستی رسید. مردم روستا از ولادمیر پول گرفته بودن تا اسرار امبرلا رو فاش نکنن ولی روستایی ها به طور اتفاقی و اشتباه خودشون به ویروس الوده شدن.ولادمیر دستور داد که روستا رو بسوزونن.

کریس ردفیلد و جیل ولنتاین که برای یکی از این سازمان ها کار میکردن به درستی حدس زدن که همه ی این بلا ها زیر سر

امبرلاست و تونستن که پایگاه قفقازی رو کشف کنن.

کریس و جیل به پایگاه نفوذ کردن و تالوس رو(که مثلا بزرگترین پروژه ی امبرلا بود)رو کشتن.

 

با این حال وسکر موفق شد که تمام داده های رد کویین رو دانلود کنه و بزنه به چاک.

امبرلا هنوز درگیر ماجرای راکون سیتی بود و دادگاه امریکا از امبرلا غرامت سنگین میخواست. اگه امبرلا میباخت ورشکست میشد.با اینکه دو تا از کارمندهای ثابق امبرلا به نام های لیندا بالدوین و یوکو سوزوکی علیه امبرلا شهادت دادن ولی امبرلا خودو بی گناه نشون داد و گفت که دوتا شهد کمن و نمیتونن یه امبرلا رو مقصر جلوه بدن و چن تا شاهد جعل کرد که به نفعش شهادت دادن.

با کمک این شاهدای جعلی چهار سال جون کند که همه چی رو گردن دولت امریکا بندازه و وقتی که داشت کارش میگرفت وسکر در کمال ناباوری یه سری مدارک به دادگاه داد که نشون میداد امبرلا به طور مستقیم با فاجعه ی راکون سیتی ارتباط داره. وسکر هم مفتی این کارو نکرد با دولت و دادگاه زیرزیرکی معامله کرد. به خاطر حفظ آبروی امریکا مدارک وسکر به عموم مردم نشون داده نشدن چون مدارک اسم کلی خائن و رشوه بگیر تو دستگاه دولتی امریکا رو لو میداد. خود وسکر هم از دادگاه خواست که اسمی ازش نبرن.

بعد از دادگاه هم بخش دارویی امبرلا وهم کل کمپانی امبرلا ورشکست شد وسقوط کرد. همچنین سرویس اطلاعات امریکا و روسیه هم با همکاری سازمان بین الملل افتادن دنبال اسپنسر که  به خاطر جنایاتی که در هردو کشور انجام داده بود دستگیرش کنن.

اسپنسر خودشو مخفی کرد و سال ها بعد توسط جیل ولنتاین و کریس ردفیلد پیدا شد.البته جیل و کریس دیر رسیدن و اسپنسر توسط وسکر کشته شده بود.

 

(وسکر و اسپنسر)

امبرلا به طور کامل ورشکست شد و کلی از زیر مجموعه هاش هم همینطور. شعبه ی ژاپن تنها بازمانده از امبرلا بود که به فعالیتش تا سال2014 ادامه داد. هیچ کمپانی در جهان حاضر نشد که به خاطر خرید از امبرلا شهرتش رو به خطر بندازه به خاطر همین شعبه ی ژاپنی هم در سال2014 ورشکست شد.

با ورشکت شدن شعبه ی ژاپن امبرلا به طور کامل از روی کره ی زمین محو...نشد! هنوزم که هنوزه ویروس ها و ماشین الات امبرلا در بازار سیاه پیدا میشن. نباید فراموش کنم که در پایان رزیدنت اویل7 هم در مورد امبرلا دیدیم و هم یه امبرلای ابی رنگ.میگن که امبرلای ابی رنگ همون امبرلای قدیمیه که برگشته و میخواد اشتباهاتشو جبران کنه. بعضی ها هم میگن این همون شرکتیه که میا براش کار میکرد و اویلن رو ساخته.

هنوز هیچی مشخص نیست حتی کپکامهم نمیدونه با خودش چند چنده. ممکنه در اینده شاهد حضور امبرلای آبی و حتی البرت وسکر باشیم!

(در بخش مولتی پلیر بازی چرت امبرلا کورپس یه صدا از وسکز پخش میشه.وسکر در سال2009 توسط کریس و شوا کشته شد و اتفاقات بازی امبرلا کورپس در سال2013 جریان داره و شخصیتی که کنترل میکنید هانکه....)

 

پایان!!!!!!!!

کپی با ذکر منبع بلامانع!!

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی